مام
پولدارها از فرصت، طلا میسازند؛ فقرا طلا را هم به باد میدهند…
«مام» فقط یک داستان نیست؛ روایتی است از نسل مادران عزیز، زنانی که نه جادویی داشتند، نه پارتیای پشت درهای بسته؛ فقط دلشان نمیخواست خانه و میراث مادر، فرو برود و برای نگهداشتنش، دست در خاک کردند. این کتاب درباره طلایی است که فقط در سکهها نیست؛ در فهم، سکوت، تعهد و انتخاب هم هست.
مام؛ داستان خاک، طلا و فانوس
در «مام» با دنیایی روبهرو میشوی که در آن طلا فقط در سکهها نیست؛ در تصمیمها، در ترسها و در سکوتهای نسلهاست. کتاب تو را میان داستان مادران، فرزندان، و انتخابهایی میبرد که بعضی وقتها یک نسل را میسازد و یک نسل را میسوزاند.
این رمان در عین سادگی، تو را مجبور میکند از خودت بپرسی: من در کدام طرف ایستادهام؟ آنها که طلا را میفهمند، یا آنها که فقط آن را خرج میکنند؟
چطور از این کتاب استفاده کنی؟
«مام» را میتوانی تنها بخوانی، اما اگر آن را با خانواده، همسر یا شریک زندگیات مرور کنی، تبدیل میشود به نقطه شروع یک گفتوگوی جدی: درباره پول، ارث، امنیت، و اینکه میخواهید چه میراثی برای نسل بعد بگذارید.
برای آشنایی بیشتر با نویسنده، یوسف بهرامی را ببین.