سپیدهای پیش از شب
پولدارها با طبیعت میرقصند؛ فقرا با آن میجنگند…
این کتاب فقط یک داستان نیست؛ فصلی است از حقیقت گمشدهای در هیاهوی زندگی مدرن. روایتی از کودکی که برف و شب را جور دیگری میبیند و در دل تاریکی، هنوز به سپیدهای ایمان دارد که نیامده، اما در او زنده است.
داستان چه میگوید؟
«سپیدهای پیش از شب» تو را وسط تضادها میاندازد؛ بین طبیعت و تمدن، بین پول و بیپولی، بین قانونهای نانوشتهی ثروتمندان و بازی بیرحمانهای که فقرا ناخواسته در آن گیر افتادهاند. اما در تمام مسیر، یک چیز را زنده نگه میدارد: اینکه هنوز میشود برخلاف جریان آب شنا کرد، بدون اینکه غرق شوی.
این رمان لابهلای تصاویر و دیالوگها، آرامآرام تو را میبرد به جایی که باید از خودت بپرسی: من در این بازی، طرف چه کسی هستم؟
پیشنهاد برای خواندن
این کتاب را میتوانی مثل یک رمان شبانه بخوانی؛ اما اگر با حاشیهنویسی، هایلایت و مکث همراهش کنی، تبدیل میشود به آینهای برای تصمیمهای مهم زندگیات. بعضی فصلها را شاید بخواهی دوبار بخوانی؛ مخصوصاً آنجا که قانونهای نانوشتهی طبیعت و ثروت، رو میشوند.
برای آشنایی بیشتر با نویسنده، یوسف بهرامی را ببین.